روزی در نماز جماعت،موبایل یه نفر زنگ خورد.زنگ موبایل آن مرد،ترانه ای بود.بعد نماز،همه او را سرزنش کردند و او دیگر آنجا،به نماز نرفت.
همان مرد به کافه ای رفت و ناگهان،قلیان از دستش افتاد و شکست.مرد کافه چی با خوش رویی گفت:اشکال نداره؛فدای سرت.
او از آن روز مشتری دائمی آن کافه شد.

حکایت ماست:
جای خدا مجازات می کنیم و جای خدا می بخشیم.
اون خدایی که من می شناسم،اگه بندش اشتباهی بکنه،اینجوری باهاش برخورد نمی کنه.
شما جای خدا نیستین؛این رو هیچ وقت یادتون نره.

 

اگر دنبال کار اینترنتی بدون سرمایه هستی پیشنهاد میکنم حتما از لینک زیر دیدن کن :

www.onexiran.com